اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه 20 مهر 1387

نگاهی کوتاه به فیلم «Dresden»

   نوشته شده توسط: محمد مهدی پوینده    نوع مطلب :سیاسی ،رسانه ،

بنام خداوند هستی بخش

 

نگاهی کوتاه به فیلم «Dresden»

 

شبکه چهارم سینما دیشب (19مهرماه87)فیلم «Dresden» را نمایش داد که علاوه بر جذابیت‌های هنری و تکنیک‌های فراوان تصویری، به لحاظ متن و مفاهیم سیاسی-تاریخی حاوی نکات درخور توجهی بود. این فیلم تولید سال 2006 آلمان به کارگردانی «رولند سوسو ریشتر» و نویسنده آن، «استفان کولدتیز» می‌باشد که با روایت داستانی مربوط به سال 1945، به طرز زیرکانه و دقیقی، تصویری از متفقین می‌سازد که در کمتر فیلمی دیده شده است و وجه دیگری از جنگ جهانی دوم را به تصویر می‌کشد.

این فیلم که در سال 2006 در چهار رشته نامزد دریافت جوایز تلویزیون آلمان بود و جایزه بهترین فیلم تلویزیونی را برد، در جوایز تلویزیونی باواریا نیز برنده دو جایزه شد.

از دیر باز مرسوم است که فاتحان جنگ‌های بشری به روش‌های گوناگون، پیروزی و رشادت‌های خود را در صفحات تاریخ ثبت کنند و به هر طریق از حماسه و هیبت خویش برای آیندگان روایت کنند. بدین ترتیب در وصف آوردگاه‌ها، گاه بر تن سنگی کوه‌ها حکاکی شده است و گاه بر دل صفحات کاغذی تصاویری منقش شده است و در قرن بیستم نیز، صنعت سینما به یاری این هدف طلبیده شده است.

انبوه فیلم‌های ساخته شده پیرامون نبردها، اغلب توسط جبهه‌ی پیروز ساخته شده که به وصف دلاوری فاتح و ضعف و زبونی مغلوب اهتمام دارد و کمتر دیده شده است که کشور یا جناح شکست خورده جرات عرض اندام بر پرده سینما داشته باشد.

پس از جنگ جهانی دوم، متفقین در تلاش برای جلب افکار عمومی دنیا، فیلم‌های متعددی در توجیه کشتارهای خود ساختند و دشمن بی‌رحم و فاشیست خود را چون حیوانی درنده به تصویر کشیدند اما در پس این انحصار و جریان‌سازی، بسیاری از حقایق جنگ (از جمله هولوکاست) ناگفته و مکتوم باقی ماند.

فیلم «Dresden» از جمله معدود فیلم‌هایی است که سعی در واکاوی رفتار متفقین در جنگ دوم جهانی دارد. کارگردان با به خدمت گرفتن عنصر عشق و عاطفه، پرستاری مهربان، کودکانی معصوم و زنان و مردان مظلومی را به تصویر می‌کشد که توسط سربازان نازی مورد ستم قرار گفته‌اند و در همان حال، از ظلم و جور متفقین نیز در امان نیستند! فیلمبرداری و جلوه‌های تصویری بخوبی بکار گرفته شده‌اند تا بیننده کاملا در فضای جنگ قرار گیرد و با نتیجه نهایی مورد انتظار کارگردان همراه شود.

عوامل این فیلم که نمی‌توانند حمایت گروهی از مردم آلمان از سیاست‌های دولت رایش سوم را کتمان کنند، کوشیده‌اند تا وقوع و ادامه جنگ را به عده‌ای نژادپرست تندرو نسبت دهند که تنها به فکر منافع خود هستند و حتی مرفین مورد نیاز بیماران و مجروحین را خودخواهانه به یغما می‌برند!

در این بین، فیلمساز با اشاره مستقیم به رقابت بلوک غرب و شرق در حین جنگ مشترک علیه آلمان، علت بمباران شهر «Dreseden» و کشتار مردم توسط صدها بمب افکن انگلیسی را «جلوگیری از دست اندازی شوروی بر صنایع و کارخانجات آلمان در این شهر» اعلام می‌کند و بدین ترتیب، با استفاده از حال و هوای پدید آمده در فیلم، نهایتا ذهن مخاطب را علیه این اقدام بر می‌انگیزد و با نمایش شهر از زاویه‌ای باز از بالای کلیسای تخریب شده، اوج قساوت و ددمنشی متفقین را اکران می‌کند!

این چنین است که سینمای آلمان روایتی متفاوت از جنگ جهانی دوم را نقل می‌کند تا کلاس درسی از «توانایی بی بدیل هنر در انتقال مفاهیم و معانی» برای سینمای دنیا برگزار کرده باشد!

 

                                                والسلام علی من اتبع الهدی

                                                  محمد مهدی پوینده

                                                   20 / 7 / 1387


برچسب ها: نقد فیلم ، صدا و سیما ،