اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه 14 شهریور 1386

منافع ملی را بازیچه مطامع خود نکنید!

   نوشته شده توسط: محمد مهدی پوینده    نوع مطلب :سیاسی ،رسانه ،

به نام پروردگار بی همتا

 به بهانه دامن زدن رسانه های زنجیره ای به حذف شعار «مرگ بر آمریکا»:

منافع ملی را بازیچه مطامع خود نكنید!

(این مطلب در تاریخ ۱۴/۶/۸۶ نگاشته شده و در پایگاه خبری-تحلیلی رجا منعکس شده است)

در هفته ای که گذشت و در پی درج خبری پیرامون یکی از مطالب ذکر شده در کتاب «به سوی سرنوشت» (خاطرات سال 1363 آقای رفسنجانی)، موج جدیدی در رسانه های زنجیره ای برای حذف شعار «مرگ بر آمریکا» شکل گرفت و سینه چاکان برقراری رابطه با شیطان بزرگ این بار با سپر قرار دادن آقای رفسنجانی و خاطره ای که وی از امام راحل(ره) نقل کرده، بوق های تبلیغاتی خود را کوک کردند.

اولین بار نیست که شیفتگان ظواهر و مرعوبان هیبت پوشالی غرب تلاش می کنند تا با حذف این شعار، زمینه ی برقرای رابطه با آمریکا را فراهم کنند و مطمئن هستیم که آخرین بار نیز نخواهد بود لکن با صرف نظر از لزوم وجود یا لغو این شعار و صحت یا عدم تأیید خاطره ی نقل شده در کتاب «به سوی سرنوشت»، در ادامه به چند نکته اشاره خواهد شد.

 

 

در عرصه روابط بین الملل، دولت ها با در نظر گرفتن منافع کشورشان خط مشی خود را برای رابطه با سایر دولت ها مشخص کرده و حتی کوچکترین جملات خود را با در نظر گرفتن موقعیت و برای بهره گیری از فرصت ها و دفع تهدیدها بیان می کنند. کمترین تغییرات در سیاست خارجی نیز با در نظر گرفتن همین معیارها صورت می گیرد و در این خصوص چنانچه بدون دقت عمل شود، تحلیل ها و گمانه زنی های متعدد و عمدتاً ناصوابی را در سطح کشورها به دنبال خواهد داشت که تغییرات اعمال شده را کمرنگ و حتی بدون اثر خواهد کرد.

با این مقدمه و ذکر این مطلب که اساسی ترین اهرم فشار دستگاه دیپلماسی کشورها حمایت افکار عمومی ملت است، آیا افرادی که خود را «کارشناس مسائل سیاسی» و «کارشناس ارشد روابط بین الملل» می دانند و تحلیل های رنگارنگ خود را در روزنامه ها و پایگاه های خبری زنجیره ای منتشر کرده اند توجه دارند که در چه برهه ی زمانی قرار دارند؟!

در حالی که دولت متزلزل بوش با همکاری برخی دولت های سست بنیان اروپایی، به بهانه ی پرونده هسته ای و به خاطر استراتژی منطقه ای و جهانی خود، تلاش های دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک خود را علیه ایران اسلامی روز به روز گسترده تر می کند، آیا دامن زدن به لغو شعار «مرگ بر آمریکا»، عقب نشینی و انفعال محسوب نمی شود؟! هنوز فراموش نکرده ایم که عقب نشینی های دولت هشتم در برابر زیاده خواهی های آمریکا و متحدانش، حاصلی جز خسران و از دست رفتن فرصت های طلایی بدست آمده نداشت و در ازای هر گامی که به عقب رفته بودند، دشمنان نظام عقب نشینی بیشتری خواستار شده بودند.

این روزها که به لطف سیاست های دولت نهم و با انتشار گزارش جدید دبیرکل سازمان بین المللی انرژی هسته ای، پیروزی دیگری در عرصه بین الملل برای کشورمان به دست آمده و دشمنان نظام درصدد اقدامی دیگر علیه حقوق مردم و منافع کشورمان هستند، دامن زدن به عقب نشینی از شعار «مرگ بر آمریکا» چه معنایی جز ترس و خودباختگی دارد؟!

 

طی دو سال گذشته برخی مسوولان عالی رتبه غیر دولتی، از تریبون های مختلف نظرات خود را تحت عنوان سیاست های دولت مطرح می کنند (که در برخی موارد اختلافات فاحشی با سیاست های دولت نهم دارد) و برخی گروه های دیگر نیز که در دوران صدارت خود در مقابل خواست ملت و مجموعه نظام نتوانستند به هدف خود در برقراری رابطه با استکبار برسند اکنون در رسانه های زنجیره ای خود منتظر هر دستاویزی هستند تا هدف غیر اصولی خود را پیگیری کنند.

مطابق اصل سوم قانون اساسی، تنظیم سیاست خارجی از وظایف دولت بوده و بر اساس اصل یکصد و پنجاه و دو، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است. بدین ترتیب این سوال در اذهان عمومی نقش می بندد که در شرایط فعلی و با وجود خوی سلطه جویانه کاخ سفید و محاربه علنی ایالات متحده علیه منافع ایران، این مداخله ها در امور مربوط به دولت چه نیتی را دنبال می کند؟

 

در سالی که از سوی مقام عظمای ولایت(مد ظله شریف) به نام «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» مزین شده است و در این نوشتار این پرسش اساسی مطرح می شود که چرا مطامع شخصی و گروهی برخی افراد خود باخته، منافع ملی و مصالح سیاسی کشور را به بازی می گیرد؟ این اشخاص و گروه ها که وقت و بی وقت و با هر بهانه ای در بوق «برقراری رابطه» می دمند، آیا اساساً به تأمین منافع ملی و مصالح کشور تعهد دارند؟

اکنون که دیپلماسی عزتمند و مدبرانه دولت نهم، تأثیر خود را در رسیدن به اهداف انقلاب و منافع ملی آشکار ساخته است و سیاست های زورگویان و مستکبران مست را در عرصه بین الملل به انفعال کشانده است، آیا هدف زنجیره ای ها از این دستاویز تبلیغاتی جدید تحت فشار گذاشتن دولت در داخل برای دست کشیدن از مواضع اصولی و منطقی در عرصه بین المللی نیست؟

 

                                                             والسلام علی من اتبع الهدی

                                                            محمد مهدی پوینده

                                                           14/6/86


برچسب ها: اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، ایالات متحده آمریكا ،